<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>هدفم حد نداره ،مرز و سد نداره!!!!!!!!!!!</title>
<link>http://neverhood7.blogfa.com/</link>
<description>این وبلاگ سعی میکنه که اطلاعات عمومی شما رو یه ذره ببره بالا و اوقات خوشی رو برای شما بوجود بیاره </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 04 Dec 2009 18:19:58 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>عکس هایی از جومونگ در ایران و جومونگ ندیده ها</title>
<link>http://neverhood7.blogfa.com/post-159.aspx</link>
<description>&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23.jpg&quot; width=400 height=254&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(1).jpg&quot; width=300 height=440&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(2).jpg&quot; width=400 height=257&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(3).jpg&quot; width=400 height=252&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(4).jpg&quot; width=300 height=443&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(5).jpg&quot; width=400 height=300&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(6).jpg&quot; width=300 height=438&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(7).jpg&quot; width=400 height=257&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(9).jpg&quot; width=400 height=256&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(11).jpg&quot; width=400 height=257&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(12).jpg&quot; width=400 height=257&gt;&lt;A href=&quot;http://www.naztarin.com/&quot;&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(13).jpg&quot; width=400 height=257&gt;&lt;/A&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(15).jpg&quot; width=400 height=250&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sharghi.net/&quot;&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(14).jpg&quot; width=400 height=254&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.salamirani.com/&quot;&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(17).jpg&quot; width=400 height=250&gt;&lt;/A&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(18).jpg&quot; width=400 height=253&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(19).jpg&quot; width=400 height=250&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(20).jpg&quot; width=300 height=440&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://sharghi.net/aks5/v23-(22).jpg&quot; width=400 height=253&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Dec 2009 18:19:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neverhood7&amp;postid=159</comments>
<dc:creator>neverhood7</dc:creator>
<guid>http://neverhood7.blogfa.com/post-159.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تصاویر سقف گذاری حرم امام حسین علیه السلام</title>
<link>http://neverhood7.blogfa.com/post-158.aspx</link>
<description>&lt;A title=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; href=&quot;http://kheimehnews.com/vglh.wniy23nxmfd1.tvs2t2y2x.u.html&quot;&gt;&lt;IMG title=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; height=250 alt=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; src=&quot;http://kheimehnews.com/images/docs/000002/n00002395-r-b-000.gif&quot; width=400 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A title=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; href=&quot;http://kheimehnews.com/vgli.3arkt1apwb2l.cz9tctktp.x.html&quot;&gt;&lt;IMG title=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; height=250 alt=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; src=&quot;http://kheimehnews.com/images/docs/000002/n00002395-r-b-001.gif&quot; width=400 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A title=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; href=&quot;http://kheimehnews.com/vglj.he8buqetisz2.f8jufubut.w.html&quot;&gt;&lt;IMG title=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; height=250 alt=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; src=&quot;http://kheimehnews.com/images/docs/000002/n00002395-r-b-002.gif&quot; width=400 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A title=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; href=&quot;http://kheimehnews.com/vgla.onuh49nem51g.kev4k4h4e.,.html&quot;&gt;&lt;IMG title=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; height=250 alt=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; src=&quot;http://kheimehnews.com/images/docs/000002/n00002395-r-b-003.gif&quot; width=400 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A title=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; href=&quot;http://kheimehnews.com/vglb.9b5qrhbfsipe.uadrurqrf.l.html&quot;&gt;&lt;IMG title=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; height=250 alt=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; src=&quot;http://kheimehnews.com/images/docs/000002/n00002395-r-b-004.gif&quot; width=400 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A title=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; href=&quot;http://kheimehnews.com/vglc.oqi52bq1pl8y.apn2a2521.,.html&quot;&gt;&lt;IMG title=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; height=250 alt=&quot;سقف گذاری حرم امام حسین(ع)&quot; src=&quot;http://kheimehnews.com/images/docs/000002/n00002395-r-b-005.gif&quot; width=400 border=0&gt;&lt;/A&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Jul 2009 17:41:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neverhood7&amp;postid=158</comments>
<dc:creator>neverhood7</dc:creator>
<guid>http://neverhood7.blogfa.com/post-158.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کرامات آیت الله بهجت</title>
<link>http://neverhood7.blogfa.com/post-157.aspx</link>
<description>&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;ولادت:&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.&lt;BR&gt;درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکرآن در اینجا جالب می‌نماید، و آن اینکه:&lt;BR&gt;::پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری میافتد وحالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت:&lt;BR&gt;« با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است. »&lt;BR&gt;تا اینکه با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره کاملاً شفا می یابد.&lt;BR&gt;چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می برد.&lt;BR&gt;بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند&lt;BR&gt;دومی دختر بوده، وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را « محمد&lt;BR&gt;حسین» می گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می کند&lt;BR&gt;به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را « محمد&lt;BR&gt;تقی » نام می نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود،&lt;BR&gt;تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره « محمد تقی » نام می گذارد، و&lt;BR&gt;بدینسان نام آیت الله بهجت مشخص می گردد.&lt;BR&gt;کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود&lt;BR&gt;و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد&lt;BR&gt;مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری&lt;BR&gt;برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا&lt;BR&gt;عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی که اکنون پس&lt;BR&gt;از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.&lt;BR&gt;باری آیت الله بهجت در کودکی تحت تربیت پدری چنین که دلسوخته اهل بیت&lt;BR&gt;علیهم السلام به ویژه سید الشهداء علیه السلام بود، و نیز با شرکت در&lt;BR&gt;مجالس حسینی و بهره مندی از انوار آن بار آمد. از همان کودکی از بازیهای&lt;BR&gt;کودکانه پرهیز می کرد و آثار نبوغ و انوار ایمان در چهره اش نمایان بود، و&lt;BR&gt;عشق فوق العاده به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تقوا و خود سازی:&lt;BR&gt;چنانکه گذشت ایشان در نوجوانی به میدان خودسازی گام نهاد، و در فراگیری&lt;BR&gt;علوم و تزکیه نفس چنان جدی بوده و هستند که گویا کاری غیر از آن ندارند، و&lt;BR&gt;همواره در آموزش های اخلاقی بر این نکته اصرار دارند که تلاشی پیگیر و&lt;BR&gt;ریاضتی فراگیر لازم است تا انسان در جبهه ستیز با رذیلتهای اخلاقی و در&lt;BR&gt;جهاد اکبر با هواهای نفسانی، سر بلند و پیروز گردیده و به سازندگی خویش&lt;BR&gt;بپردازد، و همواره معتقد به لزوم همپایی دانش و اخلاق بوده و مؤکداً به&lt;BR&gt;خطر جدایی علم و تزکیه هشدار می‌دهند و زیان عالم غیر مهذّب و دانش بدون&lt;BR&gt;تزکیه را از هر ضرر و زیان دیگری بیشتر می‌دانند.&lt;BR&gt;آن بزرگوار، انسان مخلص و مشتاقی است که در همه حال عقربه زندگی و حیات&lt;BR&gt;خوی را به سوی خدا چرخانده، و کوشیده است تا پیوسته در حوزه جاذبه الهی&lt;BR&gt;قرار گرفته و به همه چیز و همه کس با دید خداخواهی بنگرد.&lt;BR&gt;یکی از مجتهدان بزرگ در این باره گفته است:&lt;BR&gt;« ایشان را نمی شود گفت آدم با تقوایی است، بلکه ایشان عین تقوا و مجسمه تقواست. »&lt;BR&gt;آیت الله شیخ جواد کربلایی می گوید:&lt;BR&gt;« یکی از آقایان که کم و بیش از حالات ایشان مطلع و از هواداران ایشان نیز&lt;BR&gt;بودند می گفت: آقا هر شب یا غالب اوقات وقت خود را به خلوت و فکر در مجاری&lt;BR&gt;معارف الهی می گذرانند، و هیچ گاه حاضر نبودند که وقت خود را به باطل&lt;BR&gt;بگذرانند و در محافل بیهوده شرکت کنند، و کاملاً در مقام احتراز از&lt;BR&gt;صحبتهای بیهوده بوده و وقت رفتن به درس و یا تشرف به زیارت حضرت امیر-&lt;BR&gt;روحی فداه- عبایش را بر سر کشیده و بدون التفات و توجه به کسی می رفتند،&lt;BR&gt;که چند بار خودم نیز مشاهده کردم... ایشان کاملاً کتوم هستند مخصوصاً&lt;BR&gt;درباره حالات شخص خودشان، و همچنین درباره بیان الطاف خاصه ای که حق تعالی&lt;BR&gt;به ایشان مرحمت فرموده کتوم هستند. »&lt;BR&gt;2. زهد و ساده زیستی&lt;BR&gt;اولیای خدا بر خلاف عموم مردم که به ظاهر دنیا چشم دوخته اند و سرگرم آن&lt;BR&gt;هستند، همواره به حقیقت دنیا می نگرند، و به فردای خویش می پردازند و&lt;BR&gt;بدینسان هماره از قید مطامع گریخته و با صفای قناعت و ساده زیستی، روحی&lt;BR&gt;سرشار از معنویت را به دست می آورند، در حالی که مردم در انبوه ظلمت های&lt;BR&gt;غفلت و تشریفات زندگانی و آزمندیهای آن غرق و سرگردانند.&lt;BR&gt;آیت الله بهجت نیز از این دسته اولیای خدا می باشد. ایشان زاهد عارفی است&lt;BR&gt;که پیوسته بی رغبت به دنیا و آزاده و بی تکلف زیسته است، آن بزرگوار از&lt;BR&gt;برجسته ترین چهره های زاهد و وارسته زمان ماست که چنان در جاذبه معنویات&lt;BR&gt;قرار گرفته و به حقیقت و باطن دنیا توجه داشته که ذره ای به تعلقات و&lt;BR&gt;مادیات آلوده نگشته و از هر چه رنگ تعلق پذیرفته آزاد بوده است. او نه&lt;BR&gt;تنها چنین اندیشیده و از دنیا و مظاهرش گریزان بوده بلکه در عمل و زندگانی&lt;BR&gt;معیشتی نیز در همین راستا حرکت کرده است.&lt;BR&gt;زندگی ساده او در خانه ای قدیمی و محقر در قم، و مقاومت ایشان در برابر&lt;BR&gt;خواسته های مکررعلما و مردم برای تعویض خانه، گواهی صادق بر روح بزرگ و&lt;BR&gt;زاهدانه این پیر فرزانه است.&lt;BR&gt;آیت الله مصباح در مورد زهد و ساده زیستی ایشان می گوید:&lt;BR&gt;« آیت الله بهجت منزلی جنب مدرسه حجتیه اجاره کرده بودند، و بعد تغییر&lt;BR&gt;منزل دادند و در اوائل خیابان چهار مردان فعلی یک خانه ای اجاره کرده&lt;BR&gt;بودند که ظاهراً دو اتاق بیشتر نداشت، و در وسط آن اتاقی که ما خدمت ایشان&lt;BR&gt;می رسیدیم پرده ای کشیده شده بود که پشتش خانواده شان زندگی می کردند و ما&lt;BR&gt;این طرف پرده می نشستیم و از حضور ایشان بهره مند می شدیم. زندگی بسیار&lt;BR&gt;ساده و دور از هر گونه تکلف و توأم با یک عالم نورانیت و معنویت...&lt;BR&gt;الان نیز خانه ایشان ظرفیت اینکه تعداد زیادی در آن اجتماع بکنند ندارد، و&lt;BR&gt;دو سه اتاق کوچک دارد با همان گلیمهایی که از چهل- پنجاه سال پیش داشتند.&lt;BR&gt;بعد از مرجعیت نیز منزلشان هیچ تغییری نکرده، لذا جای پذیرایی و ملاقات از&lt;BR&gt;بازدید کنندگان کم است، از این رو در اعیاد و ایام سوگواری در مسجد فاطمیه&lt;BR&gt;جلوس می فرمایند، و کسانی که می خواهند ایشان را زیارت کنند آنجا خدمتشان&lt;BR&gt;می رسند. »&lt;BR&gt;آیت الله مسعودی نیز می گوید:&lt;BR&gt;« بارها آمدند برای ایشان خانه بخرند قبول نکردند، من خودم چند مرتبه به&lt;BR&gt;ایشان گفتم: آقا! این منزل خراب است، از نظر وضع شرعی هم معلوم نیست آدم&lt;BR&gt;بتواند اینجا زندگی کند. اصلاً توجهی نکردند. »&lt;BR&gt;3. عبادت&lt;BR&gt;یکی از عوامل مهم موفقیت انسان که می تواند برای دیگران الگو و راهنما قرار گیرد، تقید ایشان به اعمال عبادی و تعبد ایشان است.&lt;BR&gt;ارتباط استوار آیه الله العظمی بهجت با خداوند متعال، ذکرهای پی در پی، به&lt;BR&gt;جای آوردن نوافل، شب زنده داریهای کم نظیر ایشان بسیار عبرت انگیز است.&lt;BR&gt;سالهای سال نماز جماعت ایشان از شورانگیزترین، با صفا ترین و روح نوازترین&lt;BR&gt;نمازهای جماعت ایران اسلامی بوده و هست. در این نماز عالمان وارسته و&lt;BR&gt;خداجوی، بسیاری از طلاب تقوا پیشه، بسیجیان رزمجو و دلداده خدا، و دیگر&lt;BR&gt;قشرهای مردم شرکت می کردند. این نماز چنان پر معنویت است که گاه به ویژه&lt;BR&gt;در شبهای جمعه صدای گریه آیت الله بهجت با نوحه و ناله غم انگیز&lt;BR&gt;نمازگزاران همراه می شود، و روحها به پرواز در می آید و چشمها به اشک می&lt;BR&gt;نشیند، و فضای دلها نورانی می گردد. چنین فضای معنوی و روح نوازی در این&lt;BR&gt;زمان در هیچ نماز جماعتی وجود ندارد. بی جهت نیست که بسیاری از اوقات در&lt;BR&gt;مسجدی که ایشان نماز جماعت اقامه می کنند جا برای نماز گزاران تنگ می گردد&lt;BR&gt;و عده کثیری حتی آنان که مشتاقانه و به امید کسب فیض از این نماز پر&lt;BR&gt;معنویت، از راه های دور آمده اند مجبور به ترک مسجد می شوند.&lt;BR&gt;این نماز همواره مورد توجه اولیای خدا بوده و هست، علامه طباطبائی(ره) در&lt;BR&gt;آن شرکت می جسته، و آیت الله بهاء الدینی(ره) نیز عنایت خاصی به نماز&lt;BR&gt;جماعت ایشان داشته اند. در این ارتباط آیت الله محمد حسن احمدی فقیه یزدی&lt;BR&gt;خاطره ای را نقل می کنند که ذکرش در اینجا مناسب است. وی می گوید:&lt;BR&gt;« شبهای ماه رمضان آیت الله بهاء الدینی زودتر از آیت الله بهجت نماز می&lt;BR&gt;خواندند، ایشان خواست یکی از نزدیکان را به جایی بفرستد، آن شخص گفت: اگر&lt;BR&gt;بروم از نماز شما محروم می شوم. آقای بهاء الدینی فرمودند: بر این کار را&lt;BR&gt;انجام بده و بعد از افطار برو پشت سر آقای بهجت نماز بخوان. »&lt;BR&gt;آقای مصباح نیز درباره سابقه نماز جماعت دل انگیز ایشان می گوید:&lt;BR&gt;« آیت الله بهجت در حدود چهل سال قبل برنامه ای داشتند که پیش از غروب قدم&lt;BR&gt;زنان به سوی صفائیه ( که آن وقتها در آنجا ساختمان احداث نشده بود و از&lt;BR&gt;نزدیکهای پل صفائیه دیگر زمین مزروعی بود )، می رفتند و مقدار زیادی از&lt;BR&gt;زمینهای مزروعی را می گذشتند و در آنجا می نشستند و بعد نماز مغرب و عشاء&lt;BR&gt;را در آن زمینها می خواندند و بعضی دوستان که علاقه مند بودند خدمت ایشان&lt;BR&gt;می رسیدند.&lt;BR&gt;یکی از آن دوستان نقل می کرد:&lt;BR&gt;آیت الله بهجت یک شب بعد از نماز فرمودند:&lt;BR&gt;« اگر سلاطین عالم می دانستند که انسان در حال عبادت چه لذتهایی می برد، هیچ گاه دنبال این مسائل مادی نمی رفتند...»&lt;BR&gt;وقتی که این منزلی را که اینک در آن اقامت دارند خریدند، چون نزدیکتر بود&lt;BR&gt;بیشتر دوستان در همین منزل برای نماز خدمتشان می رسیدند، بعد ایشان را به&lt;BR&gt;مسجد فاطمیه دعوت کردند و آنجا محل اجتماع کسانی بود که علاقه مند بودند&lt;BR&gt;از نماز ایشان استفاده کنند، و تاکنون همچنان قریب به چهل سال است که در&lt;BR&gt;مسجد فاطمیه در سه وقت نماز جماعت اقامه می کنند، و اخیراً درسشان را هم&lt;BR&gt;از منزل به همان مسجد منتقل کرده اند و دید و بازدیدهای اعیاد و ایام&lt;BR&gt;سوگواری نیز در همان مسجد انجام می گیرد. »&lt;BR&gt;آیت الله شیخ جواد کربلایی درباره نماز شب و گریه های نیمه شب ایشان می&lt;BR&gt;گوید: « جناب آیت الله بهجت در جدیت در نماز شب و گریه در نیمه های شب&lt;BR&gt;مخصوصاً شبهای جمعه کوشا بودند. یکی از علما و مشاهیر به من فرمودند که:&lt;BR&gt;شب جمعه در مدرسه سیّد(ره) در نجف اشرف در نیمه شب شنیدم که ایشان با صدای&lt;BR&gt;حزین و ناله و گریه در حالی که سر به سجده گذاشته بود مکرّرَاً به حق&lt;BR&gt;تعالی عرضه می داشت:&lt;BR&gt;« إلهی! من لی غیرک، أسأله کشف ضرّی والنّظر فی أمری:&lt;BR&gt;معبودا! من جز تو چه کسی را دارم که از او بخواهم رنجوری مرا بر طرف کرده و نظری به امورم نماید. دعای کمیل »&lt;BR&gt;4. زیارت و توسل&lt;BR&gt;آیت الله بهجت حتی با این سنّ و سال برنامه روزمره خویش را به این صورت&lt;BR&gt;آغاز می کنند: هر روز با نهایت ادب به محضر مقدس حضرت معصومه علیها السلام&lt;BR&gt;شرفیاب می گردند. و با احترام و خضوع و خشوع در مقابل ضریح مطهر می ایستد&lt;BR&gt;و بعد زیارت عاشورای حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را قرائت می&lt;BR&gt;کنند.&lt;BR&gt;مؤلف کتاب انوار الملکوت از قول آیت الله شیخ عباس قوچانی، وصّی مرحوم میرزا علی آقای قاضی نقل می کند که:&lt;BR&gt;« آیت الله العظمی بهجت بسیار به مسجد سهله می رفتند و شبها تا صبح به&lt;BR&gt;تنهایی در آن جا بیتوته می کردند. یک شب بسیار تاریک که چراغی هم در مسجد&lt;BR&gt;روشن نبود، در میانه شب احتیاج به تجدید وضو پیدا کرده و برای تطهیر و وضو&lt;BR&gt;به ناچار می بایست از مسجد بیرون رفته و در محلّ وضو خانه که بیرون مسجد&lt;BR&gt;در سمت شرقی آن واقع است وضو بسازند، ناگهان مختصر خوفی در اثر عبور این&lt;BR&gt;مسافت و در ظلمت محض و تنهایی در ایشان پیدا می شود، به مجرد این خوف&lt;BR&gt;ناگهان نوری همچون چراغ در پیشاپیش ایشان پدیدار میشود، ایشان با آن نور&lt;BR&gt;خارج می شوند و تطهیر نموده و وضو می گیرند و سپس به جای خود بر می گردند&lt;BR&gt;و در همه این احوال، آن نور در برابر ایشان حرکت می کرده تا اینکه به محل&lt;BR&gt;خود می رسند آن نور ناپدید می شود. »&lt;BR&gt;5. تواضع و فروتنی&lt;BR&gt;شهرت گریزی، هوی ستیزی و فروتنی از دیگر ابعاد برجسته شخصیت معنوی ایشان&lt;BR&gt;است؛ با اینکه فقیهی شناخته شده و مجتهدی صاحب نام و از برجستگان حوزه&lt;BR&gt;علمیه قم می باشند، نه تنها تا کسانی که از ایشان مسن تر بودند و یا جلوتر&lt;BR&gt;بودند، بلکه تا هم دوره ایهای ایشان در قید حیات بودند هیچگاه اجازه&lt;BR&gt;انتشار توضیح المسائل خود را نمی دادند، تا اینکه با در خواستهای مکرر&lt;BR&gt;عالمان راضی شدند فتاوایشان به چاپ برسد، با این حال اکنون نیز به هیچ وجه&lt;BR&gt;اجازه نمی دهند رساله شان را از وجوهات شرعیه چاپ کنند.&lt;BR&gt;و نیز در مجالسی که از طرف ایشان برگزار می شده است، ایشان به خطبای مجالس&lt;BR&gt;توصیه می فرمودند که: حتی از ذکر نام ایشان در مجلس خود داری کنند. و این،&lt;BR&gt;خود دلیل اوج هوی ستیزی و هوس پرهیزی این مرجع بزرگ است.&lt;BR&gt;حاج آقا قدس درباره تواضع و شکسته نفسی ایشان می گوید:&lt;BR&gt;« روزی با مهمان خودم، مرحوم حجة السلام حاج شیخ نصر الله لاهوتی به خدمت&lt;BR&gt;آقا رفتیم. آقای لاهوتی گفتند: آقا! من به مشهد مشرف شده بودم، کسی از شما&lt;BR&gt;انتقاد می کرد و من عصبانی شدم. آقا فرمودند: در روایات آمده است عالمی را&lt;BR&gt;که رو به دنیا آورد متهم سازید. من خیلی ناراحت شدم که خدایا! اگر زندگی&lt;BR&gt;این آقا رو به دنیا آوردن است، پس تکلیف ما چیست؟ »&lt;BR&gt;6. سیر و سلوک و مقام معنوی&lt;BR&gt;آیت الله بهجت در سیروسلوک سابقه دهها ساله دارد، ایشان از شاگردان عارف&lt;BR&gt;کامل حضرت آیت الله سید علی آقای قاضی (ره) و مورد توجه خاص آن استاد بزرگ&lt;BR&gt;بوده و در اوان جوانی، مراحلی را در عرفان سپری کرده اند.&lt;BR&gt;بعضی از نزدیکان مرحوم قاضی می گفتند:&lt;BR&gt;« از مقامات و مراحلی که ایشان طی کرده اند اطلاع داریم، ولی عهدی داریم با ایشان که به احدی نگوییم. »&lt;BR&gt;عارف بزرگی چون امام خمینی (قدس سره) به ایشان عنایتی خاص داشته اند. امام&lt;BR&gt;بعد از بازگشت به قم در اول انقلاب، در بیت ایشان حضور یافته و به دیدار&lt;BR&gt;یکدیگر نایل می آیند.&lt;BR&gt;مؤلف کتاب انوارالملکوت نیز در این باره می نویسد:&lt;BR&gt;« آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی بهجت فومنی از شاگردان معروف آیت الحق&lt;BR&gt;و سند عرفان، عارف بی بدیل مرحوم آقای حاج میرزا علی آقای قاضی تبریزی(ره)&lt;BR&gt;در نجف اشرف بوده اند، و در زمان آن مرحوم، دارای حالات و مکاشفات غیبیه&lt;BR&gt;الهی بوده و در سکوت و مراقبه، حد اعلایی از مراتب را حایز بوده اند.»&lt;BR&gt;و بخاطر همین ویژگی بوده است که مرحوم آقای قاضی عنایت خاصی نسبت به ایشان&lt;BR&gt;داشت آقا ضیاءالدین آملی فرزند آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی آملی در&lt;BR&gt;جلسه درس آیت الله بهجت در حضور ایشان برای حضار نقل کرده بود که من به&lt;BR&gt;چشم خود دیدم که مرحوم آقای میرزا علی آقای قاضی در نماز به ایشان اقتدا&lt;BR&gt;نمودند.&lt;BR&gt;7. اطلاع از غیب و ظهور کرامات&lt;BR&gt;حضرت آیت الله بهجت از آن دسته اولیای خداست که بر خلاف غالب مردم که از&lt;BR&gt;عالم غیب اطلاعی ندارند، به قدرت خداوند متعال به مقاماتی رسیده که می&lt;BR&gt;تواند عوالمی از غیب را مشاهده کند. و شاید کثرت تکرار ذکر« یا ستار »&lt;BR&gt;توسط ایشان در خلوت و جلوت، و در حال نشستن و برخاستن از این حقیقت حکایت&lt;BR&gt;داشته باشد.&lt;BR&gt;آیت الله مصباح یزدی در این باره می فرماید:&lt;BR&gt;« به نظر می رسد ایشان از نظر مراتب عرفانی و کمالات معنوی در مقامی هستند&lt;BR&gt;که غالباً عوالمی از غیب را شاهدند. و چه بسا در آن، حقایقی از جمله حقیقت&lt;BR&gt;بعضی افراد را آشکارا ( با دیده دل) می بینند، اما چون خود نمی خواهند&lt;BR&gt;افراد را این چنین ببینند، غالباً ذکر « یا ستار » را تکرار می کنند و از&lt;BR&gt;خداوند می خواهند آنچه را که می بینند بر ایشان پنهان سازد. »&lt;BR&gt;در واقع امثال این امور از جمله کراماتی محسوب می شود که از اولیای خدا&lt;BR&gt;صادر می گردد، و ظهور کرامات رهاورد مجاهدت و مخالفت ممتدّ با هوا و هوس&lt;BR&gt;می باشد، و آیت الله بهجت شخصیتی است که در طول عمر با قصد خالص و توجه&lt;BR&gt;تامّ به حضرت حقّ سبحانه به خودسازی و تهذیب پرداخته است، لذا ظهور کرامات&lt;BR&gt;و امور خارق العاده از ایشان امری به دور از ذهن نیست؛ بلکه افرادی که با&lt;BR&gt;ایشان مصاحبت دارند نمونه های آن را بالعیان از ایشان مشاهده می‌کنند.&lt;BR&gt;آیت الله مصباح با ذکر چند شاهد مثال در این باره می گوید:&lt;BR&gt;« کسانی که سالیان متمادی با آیت الله بهجت معاشرت داشتند، گاهی چیزهایی&lt;BR&gt;از ایشان میدیدند که به اصطلاح «کرامت» و امر خارق العاده است، هر چند&lt;BR&gt;طوری برخورد می کردند که معلوم نشود امری که از ایشان به ظهور پیوسته&lt;BR&gt;کاملا&quot; یک امر خارق العاده ای است.&lt;BR&gt;که چند نمونه را بیان می کنم:&lt;BR&gt;زمانی که حضرت امام(ره) در تبعید به سر می برند ( گویا در ترکیه بودند)،&lt;BR&gt;بسیاری از فضلا و بزرگان علاقمند به ایشان، مورد آزار و اذیت دستگاه قرار&lt;BR&gt;می گرفتند. و به محض اینکه کلمه ای می گفتند یا رفتاری از آنها ظاهر می&lt;BR&gt;شد، از منبر بازشان می داشتند و آنها را جلب می کردند و مدتها زندان بودند&lt;BR&gt;و به جاهایی می بردند که دیگران خبر نداشتند. از جمله یادم می آید زمانی&lt;BR&gt;آقای جنتی تحت تعقیب قرار گرفتند و ایشان را گرفتند و به واسطه قرائن همه&lt;BR&gt;ما نگران بودیم ایشان را خیلی اذیت کنند. من آمدم خدمت آقای بهجت (حفظه&lt;BR&gt;الله تعالی) و جریان را حضورشان توضیح دادم، ایشان تأملی کردند و فرمودند:&lt;BR&gt;« ان شاء الله خبر آزادی ایشان را برای من بیاورید ».&lt;BR&gt;این فرمایش اشاره ای بود به اینکه آقای جنتی به زودی آزاد می شوند و مشکلی&lt;BR&gt;نخواهد بود، البته این سخن را ممکن است هر کسی بگوید، اما فرمایش آقای&lt;BR&gt;بهجت در آن موقعیت، مژده ای برای ما بود و ما مطمئن بودیم که آقا می دانند&lt;BR&gt;که این جریان ادامه پیدا نمی کند و مشکلی پیش نمی آید،؛ ولی مواردی هم بود&lt;BR&gt;که مثلاً ما به ایشان عرض می کردیم برای شخصی دعا بفرمایید، ولی آقا چنین&lt;BR&gt;چیزی نمی گفتند و شخص مورد نظر نیز به زودی آزاد نمی شد.&lt;BR&gt;نمونه دیگر:&lt;BR&gt;« برای خانواده ای حادثه ناگواری پیش آمده بود، به این صورت که در شب&lt;BR&gt;عروسی دشمنان عروس آمده بودند و عروس را از خانه اش دزدیده بودند، و کسی&lt;BR&gt;اطلاع نداشت که عروس را کجا برده اند، شب عروسی بود خانواده عروس و داماد&lt;BR&gt;جمع شده بودند مراسم عروسی را برگزار کنند و نزدیک غروب دیده بودند عروس&lt;BR&gt;نیست خیلی نگران شده بودند و جاهایی را که احتمال می دادند جستجو کرده&lt;BR&gt;بودند.&lt;BR&gt;و به هر حال پدر و مادر عروس خیلی دستپاچه می شوند، یکی از دوستان ما که&lt;BR&gt;همسایه آنان بود می گوید: من هیچ چاره ای ندیدم، گفتم: می روم خدمت آقای&lt;BR&gt;بهجت عرض می کنم ببینم ایشان چه می گویند. با شتاب فراوان و ناراحتی آمدم&lt;BR&gt;خدمت ایشان و داستان را گفتم. آقا تأملی کردند و به طور خیلی عادی&lt;BR&gt;فرمودند:&lt;BR&gt;« بروید حرم، شاید آمده باشد حرم! »&lt;BR&gt;ایشان بر می گردد و مطمئن می شود که باید همین کار را انجام بدهد، به&lt;BR&gt;خانواده عروس اطلاع می دهد و آنها میآیند و در بالا سر حضرت معصومه علیها&lt;BR&gt;السلام عروس را پیدا می کنند. حالا جریان چه بوده دقیقاً یادم نیست، ولی&lt;BR&gt;هیچ احتمال نمی دادند که بتوانند او را در چنین موقعیتی پیدا کنند. »&lt;BR&gt;نمونه دیگر:&lt;BR&gt;« یکی از دوستان می گفت: خانم من باردار بود و نزدیک ماه رمضان می خواستم&lt;BR&gt;به مسافرت بروم. برای خداحافظی و التماس دعا رفتم خدمت آقای بهجت. ایشان&lt;BR&gt;مرا دعا کردند و فرمودند:&lt;BR&gt;« در این ماه خدا پسری به شما عطا خواهد کرد، اسمش را محمد حسن بگذارید. »&lt;BR&gt;در حالی که آقا علی الظاهر اصلا&quot; اطلاعی نداشتند که خانم من حامله است، و&lt;BR&gt;طبعاً راهی برای تشخیص اینکه پسر است یا دختر و در چه تاریخی متولد می شود&lt;BR&gt;نبود. اتفاقاً در شب نیمه رمضان بچه ما متولد شد و اسمش را محمد حسن&lt;BR&gt;گذاشتیم.&lt;BR&gt;از این گونه امور برای ایشان خیلی ظاهر می شد، اما ابداً ایشان اظهار نمی&lt;BR&gt;کنند و همین ها را هم راضی نیستند جایی نقل بشود، ولی برای اینکه مؤمنین&lt;BR&gt;بدانند که در این زمان هم خدا به بعضی از بندگانش عنایت دارد و اگر کسانی&lt;BR&gt;صادقانه راه بندگی خدا را طی کنند، خدا آنها را راهنمایی می کند؛&lt;BR&gt;--------------------------------------------------------------------------------&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حکایات[/size]&lt;BR&gt;. ارزش نماز اول وقت&lt;BR&gt;آقای مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:&lt;BR&gt;« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »&lt;BR&gt;اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. »&lt;BR&gt;خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. »&lt;BR&gt;و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت&lt;BR&gt;بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »&lt;BR&gt;2. زنده نگه داشتن سنت&lt;BR&gt;حجة السلام والمسلمین قدس، یکی از شاگردان آیت الله بهجت می گوید:&lt;BR&gt;« آقا همیشه سفارش می کردند برای احیای شریعت نگذارید سنتها فراموش شود وعرفیات یا بدعتها جای آن را بگیرد.&lt;BR&gt;روزی فرمودند:&lt;BR&gt;« مرحوم حاج شیخ مرتضی طالقانی ( ازاستادان اخلاق و علمای بزرگ نجف، که&lt;BR&gt;استاد اخلاق آقا نیز بوده است ) همراه با عده ای از علما از جمله آیت الله&lt;BR&gt;العظمی خوئی به افطار دعوت بودند، وقتی غذا آماده می شود و همگی سر سفره&lt;BR&gt;می نشینند حاج شیخ مرتضی طالقانی می فرماید: نمک در سفره نیست و اقدام به&lt;BR&gt;تناول غذا نمی کنند. با اینکه بین مجلس افطاریه تا آشپزخانه بسیار فاصله&lt;BR&gt;بوده ( و ظاهراً از خانه ای دیگر غذا می آورده اند ). به هر حال مرحوم&lt;BR&gt;طالقانی دست به غذا دراز نمی کند و دیگران حتی آیت الله خوئی نیز به&lt;BR&gt;احترام ایشان غذا شروع نمی کنند و طول می کشد تا نمک را بیآورند. بعد از&lt;BR&gt;ختم جلسه و هنگام رفتن، آیت الله خوئی خطاب به ایشان می فرماید: حضرت آقا،&lt;BR&gt;اگر شما به این اندازه به ظاهر سنت مقید هستید که اگر کمی نمک تناول نکنید&lt;BR&gt;غذا نمی خورید، پس در این گونه مجالس کمی نمک با خود همراه داشته باشید تا&lt;BR&gt;مردم را منتظر نگذارید. آقای طالقانی فوراً دست به جیب برده و کیسه کوچکی&lt;BR&gt;را درآورده و می فرماید: با خودم نمک داشتم ولی می خواستم سنت اسلامی&lt;BR&gt;پیاده شود و متروک نباشد. »&lt;BR&gt;3. آقائی و بزرگواری ائمه علیهم السلام&lt;BR&gt;باز آقای قدس می گوید: روزی آقای بهجت در رابطه با بزرگواری و اغماض ائمه اطهار ـ صلوات الله علیهم ـ فرمودند:&lt;BR&gt;« در نزدیکی نجف اشرف، در محل تلاقی دو رودخانه فرات و دجله آبادیی است به&lt;BR&gt;نام «مصیب»، که مردی شیعه برای زیارت مولای متقیان امیر المؤمنین علیه&lt;BR&gt;السلام از آنجا عبور می کرد و مردی از اهل سنت که در سر راه مرد شیعه خانه&lt;BR&gt;داشت همواره هنگام رفت و آمد او چون می دانست وی به زیارت حضرت علی علیه&lt;BR&gt;السلام می رود او را مسخره می کرد.&lt;BR&gt;حتی یک بار به ساحت مقدس آقا جسارت کرد، و مرد شیعه خیلی ناراحت شد. چون&lt;BR&gt;خدمت آقا مشرف شد خیلی بی تابی کرد و ناله زد که: تو می دانی این مخالف چه&lt;BR&gt;می کند.&lt;BR&gt;آن شب آقا را در خواب دید و شکایت کرد آقا فرمود: او بر ما حقی دارد که هر&lt;BR&gt;چه بکند در دنیا نمی توانیم او را کیفر دهیم. شیعه می گوید عرض کردم: آری،&lt;BR&gt;لابد به خاطر آن جسارتهایی که او می کند بر شما حق پیدا کرده است؟! حضرت&lt;BR&gt;فرمودند: بله او روزی در محل تلاقی آب فرات و دجله نشسته بود و به فرات&lt;BR&gt;نگاه می کرد، ناگهان جریان کربلا و منع آب از حضرت سید الشهدا علیه السلام&lt;BR&gt;به خاطرش افتاد و پیش خود گفت: عمر بن سعد کار خوبی نکرد که اینها را تشنه&lt;BR&gt;کشت، خوب بود به آنها آب می داد بعد همه را می کشت، و ناراحت شد و یک قطره&lt;BR&gt;اشک از چشم او ریخت، از این جهت بر ما حقی پیدا کرد که نمی توانیم او را&lt;BR&gt;جزا بدهیم.&lt;BR&gt;آن مرد شیعه می گوید: از خواب بیدار شدم، به محل برگشتم، سر راه آن سنی با&lt;BR&gt;من برخورد کرد و با تمسخر گفت: آقا را دیدی و از طرف ما پیام رساندی؟! مرد&lt;BR&gt;شیعه گفت: آری پیام رساندم و پیامی دارم. او خندید و گفت: بگو چیست؟ مرد&lt;BR&gt;شیعه جریان را تا آخر تعریف کرد. وقتی رسید به فرمایش امام علیه السلام که&lt;BR&gt;وی به آب نگاهی کرد و به یاد کربلا افتاد و ...، مرد سنی تا شنید سر به&lt;BR&gt;زیر افکند و کمی به فکر فرو رفت و گفت: خدایا، در آن زمان هیچ کس در آنجا&lt;BR&gt;نبود و من این را به کسی نگفته بودم، آقا از کجا فهمید. بلافاصله گفت:&lt;BR&gt;أشهد أن لا إله إلا الله، و أن محمداً رسول الله، و أن علیاً أمیرالمؤمنین&lt;BR&gt;ولیّ الله و وصیّ رسول الله و شیعه شد.»&lt;BR&gt;4. ارزش وضو و طهارت&lt;BR&gt;باز آقای قدس می گوید:&lt;BR&gt;« روزی چند دقیقه زودتر برای درس به خانه آقا رفتم، دیدم پیرمردی نشسته و&lt;BR&gt;آقا به او توجهی خاص دارد، بعد از دقایقی آقا فرمود: ایشان (آن پیرمرد)&lt;BR&gt;هرگز بی وضو نمی خوابد، اگر شبها چندین بار هم بیدار شود باید حتماً وضو&lt;BR&gt;بسازد. »&lt;BR&gt;5. شخصیت ممتاز آقا شیخ محمد حسین غروی&lt;BR&gt;آیت الله مصباح می گوید:&lt;BR&gt;« روزی آقا فرمودند: مرحوم آقا شیخ محمد حسین طوری بود که اگر کسی به&lt;BR&gt;فعالیتهای علمی اش توجه می کرد تصور می کرد در شبانه روز هیچ کاری غیر از&lt;BR&gt;مطالعه و تحقیق ندارد، و اگر کسی از برنامه های عبادی ایشان اطلاع پیدا می&lt;BR&gt;کرد فکر می کرد غیر از عبادت به کاری نمی پردازد.&lt;BR&gt;مرحوم آقا شیخ محمد حسین می گفت: من سیزده سال در درس مرحوم آخوند&lt;BR&gt;خراسانی، صاحب کفایه شرکت می کردم، در طول این سیزده سال یک شب موفق نشدم&lt;BR&gt;که در درس ایشان حضور پیدا کنم ( و ظاهراً درسشان را شبها ایراد می&lt;BR&gt;فرمودند ) آن یک شب نیز به زیارت کاظمین مشرف شده بودم و در هنگام برگشتن&lt;BR&gt;مشکلی پیش آمد که به موقع نرسیدم، در بین راه که می آمدم حدس می زدم که&lt;BR&gt;امشب چه مطالبی را بیان خواهند کرد. پیشاپیش آنها را نوشتم.&lt;BR&gt;به نجف که رسیدم و با دوستان صحبت کردم دیدم تقریباً همه مطالبی که بیان&lt;BR&gt;فرموده بودند چیزهایی بوده که من پیشاپیش حدس زده و نوشته بودم، و تقریباً&lt;BR&gt;نوشته های من چیزی از درس کم نداشت.&lt;BR&gt;ایشان با اینکه چنین موقعیت علمی داشتند و درس استاد را پیشاپیش می&lt;BR&gt;توانستند حدس بزنند و بنویسند، در عین حال مقید بودند که حتی یک شب درس&lt;BR&gt;استاد از او فوت نشود.&lt;BR&gt;در کنار این فعالیتهای علمی آن قدر مقید به برنامه های عبادتی بودند، که&lt;BR&gt;هر کس اینها را می دید فکر می کرد که اصلاً به هیچ چیز غیر از عبادت نمی&lt;BR&gt;رسد، هر روز زیارت عاشورا و هر روز نماز جعفر طیار از برنامه های عادی&lt;BR&gt;ایشان بود. روزهای پنج شنبه، طبق سنتی که علمای نجف دارند و معمولاً روز&lt;BR&gt;پنج شنبه یا جمعه یک روضه هفتگی دارند که زمینه ای است برای دیدار دوستان&lt;BR&gt;و استادان و شاگردان با همدیگر و توسلی هم انجام می گرفت، مرحوم آقا شیخ&lt;BR&gt;محمد حسین در این روضه شان مقید بود که خود پای سماور بنشیند، و خود او&lt;BR&gt;همه کفش ها را جفت کند، و در عین حال زبانش مرتب در حال حرکت بود خیلی تند&lt;BR&gt;تند یک چیزی را می خواندند ما متوجه نمی شدیم که این چه ذکری است که ایشان&lt;BR&gt;این قدر در نشستن و بر خاستن به گفتن آن مقید است.&lt;BR&gt;بعد یکی از دوستان که خیلی با آقا مأنوس بود ( مرحوم آقا شیخ علی محمد&lt;BR&gt;بروجردی رضوان الله علیه ) از ایشان سؤال کرده بود: آقا، این چه ذکری است&lt;BR&gt;که شما این قدر تقیِّد دارید که حتی بین سلام و احوال پرسی تان آن را ترک&lt;BR&gt;نمی کنی؟ ایشان لبخندی زده بود و بعد از تأملی فرموده بود: خوب است انسان&lt;BR&gt;روزی هزار مرتبه إنا أنزلنا بخواند. »&lt;BR&gt;6. راضی به رضای الهی&lt;BR&gt;حجة السلام والمسلمین قدس از شاگردان آقا می گوید:&lt;BR&gt;« یک روز از روزهای درسی کمی زودتر به خانه آیت الله العظمی بهجت رفتم ـ&lt;BR&gt;زیرا ایشان گاهی از اوقات وقتی شاگردان به درس حاضر می شدند هرچند یک نفر&lt;BR&gt;هم بود به اتاق درس می آمد و تا هنگام آمدن دیگران احیاناً جریان و یا&lt;BR&gt;حدیث و یا نکته اخلاقی را گوشزد می کردند ـ بنده نیز به طمع مطالب یاد شده&lt;BR&gt;قدری زودتر رفتم. خوشبختانه آقا که صدای « یا الله » حقیر را شنید زودتر&lt;BR&gt;تشریف آورد، بعد از احوالپرسی فرمود:&lt;BR&gt;در نجف یکی از آقازاده های ایرانی که از اهل همدان و بسیار جوان زیبا و&lt;BR&gt;شیک پوش بود و از هر جهت به جمال و خوش اندامی شهرت داشت، به بیماری سختی&lt;BR&gt;گرفتار و از دو پا فلج شد به گونه ای که با عصا بیرون می آمد.&lt;BR&gt;من سعی داشتم که با او روبرو نشوم، زیرا فکر می کردم با وصف حالی که او&lt;BR&gt;داشت، از دیدن من خجالت می کشد، لذا نمی خواستم غمی بر غمش بیفزایم. یک&lt;BR&gt;روز از کوچه بیرون آمدم و دیدم او سر کوچه ایستاده است و ناخواسته با او&lt;BR&gt;روبرو شدم و با عجله و بدون تأمل گفتم: حال شما چطور است؟ تا این حرف از&lt;BR&gt;دهانم بیرون آمد ناراحت شدم و با خود گفتم که چه حرفی ناسنجیده ای مگر حال&lt;BR&gt;او را نمی بینی! چه نیازی بود از او بپرسی؟ به هر حال خیلی از خودم بدم&lt;BR&gt;آمد.&lt;BR&gt;ولی بر خلاف انتظار من، وقتی وی دهان باز کرد مثل اینکه آب یخ روی آتش&lt;BR&gt;ناراحتی درونم ریخت، چنان اظهار حمد و ستایش کرد و چنان با نشاط و روحیه&lt;BR&gt;ابراز سرور کرد که گویا از هر جهت غرق در نعمت است من با شنیدن صحبت های&lt;BR&gt;او آرام گرفتم و ناراحتی ام بر طرف گردید. »&lt;BR&gt;7. برکت و عظمت ولایت علی(ع)&lt;BR&gt;هم او می گوید:&lt;BR&gt;« روزی آقا در ارتباط با ولایت و عظمت آن فرمودند: در نجف یا کاظمین یکی&lt;BR&gt;از آقایان قریب 10 یا 15 نفر از اهل علم را برای ناهار دعوت کرده بود ولی&lt;BR&gt;فرستاده آقا اشتباهاً طلاب یک مدرسه را که قریب 60-70 نفر بودند دعوت کرده&lt;BR&gt;بود. وقتی میهمانان آمده بودند وی دیده بود گذشته از این که جا برای نشستن&lt;BR&gt;آنها کم است غذا نیز خیلی اندک است، بی درنگ به ذهنش خطور کرد که آیت الله&lt;BR&gt;حاج شیخ فتحعلی کاظمینی را از جریان با خبر سازد.&lt;BR&gt;وقتی خبر به آقا رسیده بود فرموده بود: دست به کار نشوند تا من بیایم. تا&lt;BR&gt;اینکه ایشان تشریف می آورد و می فرماید: یک پارچه سفید آب ندیده برایم&lt;BR&gt;بیاورید. و ظرف برنج را وارسی کرد و سرپوش را برداشته و آن پارچه را به&lt;BR&gt;جای سرپوش می گذارد و می فرماید: حال ظرفها را به من بدهید، من غذا می&lt;BR&gt;ریزم و شما تقسیم کنید، و مکرر می فرموده است:&lt;BR&gt;« ها علیّ (ع) خیر البشر، و من أبی فقد کفر: هشدار، که علی علیه السلام بهترین&lt;BR&gt;انسانهاست، و هر کس [ولایت او] را نپذیرد[ به خدا ] کفر ورزیده است.&lt;BR&gt;بحار الانوار، ج26، ص306، روایت 66 و 68 »&lt;BR&gt;تا اینکه به شرافت مقام شامخ علی علیه السلام تمام میهمانان را از آن دیگ غذا داده بود و هنوز طعام دیگ به آخر نرسیده بود ».&lt;BR&gt;یکی دیگر از شاگردان آقا (آقای تهرانی) این قضیه را نقل میکرد:&lt;BR&gt;« آن گونه که به یاد دارم حضرت استاد این قضیه را مکرر به این صورت نقل می&lt;BR&gt;فرمودند که مرحوم حاج میرزا حسین نوری(ره)، صاحب کتاب «مستدرک الوسائل» در&lt;BR&gt;سامراء به شخصی فرموده بودند که برای شب پنجشنبه و جمعه صد نفر را دعوت&lt;BR&gt;کن، ولی شخص قاصد صد نفر را برای شب پنجشنبه دعوت کرده بود ( در حالی که&lt;BR&gt;منظور حاجی نوری(ره) این بود که پنجاه نفر برای شب پنجشنبه، و پنجاه نفر&lt;BR&gt;برای شب جمعه دعوت کند، و برای شب پنجشنبه غذای پنجاه نفر را تدارک دیده&lt;BR&gt;بود. )&lt;BR&gt;وقتی حاجی از جریان باخبر می شود می فرماید: سریعاً آخوند ملا فتحعلی&lt;BR&gt;سلطان آبادی (ره) را که در سامراء اقامت داشته است، خبر کنید. مرحوم آخوند&lt;BR&gt;به محض اطلاع از قضیه می فرماید: غذا را نکشید تا من بیایم. وقتی تشریف می&lt;BR&gt;آورند می فرماید: یک پارچه آب ندیده بیاورید، پارچه را می آورند و ایشان&lt;BR&gt;آن را روی ظرف غذا قرار می دهد و سه بار دست خود را روی پارچه می کشند و&lt;BR&gt;در هر بار می فرمایند: « ها علی(ع) خیر البشر، من أبی فقد کفر. » و بعد می&lt;BR&gt;فرمایند: حالا غذا را بکشید، غذا را می کشند و تمام مهیمانها را غذا می&lt;BR&gt;دهند. »&lt;BR&gt;8. ارزش کار خالصانه&lt;BR&gt;باز آقای قدس می گوید:&lt;BR&gt;« روزی آقا در رابطه با پاداش عمل صالح اگر چه اندک باشد، فرمود:&lt;BR&gt;یکی از علمای نجف روزی در مسیر راهش به فقیری یک درهم صدقه داد ( البته&lt;BR&gt;بیشتر ازآن نداشت ) شب در خواب دید او را به باغی مجلل و دارای قصری بسیار&lt;BR&gt;عالی و زیبا دعوت کرده اند که نظیر آن را کسی ندیده بود. پرسید این باغ و&lt;BR&gt;قصر از آن کیست؟ گفتند: ازآن شماست تعجب کرد که من در برابر این همه&lt;BR&gt;تشریفات، عملی انجام نداده ام. به او گفتند: تعجب کردی؟ گفت:آری. گفتند:&lt;BR&gt;تعجب نکن. این پاداش آن یک درهم شماست. که خالصانه و با حسن عمل انجام&lt;BR&gt;گرفته است. »&lt;BR&gt;9. ثبات قدم در دیانت&lt;BR&gt;هم او می گوید:&lt;BR&gt;« روزی آقا در ارتباط با ثبات قدم در دیانت و استمرار پرهیزکاری و تقوا&lt;BR&gt;فرمودند: یکی از علمای بزرگ و اهل معنی شخصی را در صحن مبارک حضرت امیر&lt;BR&gt;علیه السلام دید که از نهایت تواضع و ادب و ذلت در برابر مقام شامخ ولایت&lt;BR&gt;مولی الموحدین ایستاده و چنان سر به زیر و افتاده و خاضع بود که گویی با&lt;BR&gt;سر راه می رود. آن عالم عابد ربانی پیش آن مرد شریف و بزرگوار که عمرش از&lt;BR&gt;هفتاد به بالا بود رفت و از وضع حال و کیفیت زندگی او جویا شد. آن مرد&lt;BR&gt;شریف فرمود: از زمانی که پا به تکلیف گذاشتم تاکنون از روی عمد و دانسته&lt;BR&gt;گناه نکرده ام. البته آن طور مواظبت و دقت و مراقبت این گونه نتیجه را&lt;BR&gt;دارد. »&lt;BR&gt;10. توجه امام زمان (عج) به شیعیان واقعی&lt;BR&gt;و نیز می گوید:&lt;BR&gt;« روزی آقا فرمودند: دکتری متدین اهل ولایت و شیعه مدتی در صدد پیدا کردن&lt;BR&gt;یاران حضرت حجت علیه السلام می گشت حتی می خواست اسامی آنها را بداند.&lt;BR&gt;روزی در مطب خود که در خانه اش قرار داشت تنها نشسته بود، شخصی وارد شد و&lt;BR&gt;سلام کرد و نشست و فرمود: حضرت آقا، یاران حضرت حجت علیه السلام عبارتند&lt;BR&gt;از... و شروع کرد به شمردن نامهای آنان و تند تند همه را نام برد و نام&lt;BR&gt;یکی نیز « بهرام » بود. به هر حال در طول چند دقیقه همه سیصد و سیزده نفر&lt;BR&gt;را شمرد و گفت: اینها یاران مهدی (عج) می باشند و بلند شد و خداحافظی کرد&lt;BR&gt;و رفت.&lt;BR&gt;دکتر می گوید: او که رفت من تازه به خودم آمدم که این چه کسی بود؟ و آیا&lt;BR&gt;من خواب بودم یا بیدار؟ از همسرم که در اتاق مجاور بود پرسیدم: آیا کسی با&lt;BR&gt;من کاری داشت و پیش من کسی آمد؟ گفت: آقایی آمد و تند تند حرف می زد. دکتر&lt;BR&gt;می گوید: تازه فهمیدم که من خواب نبودم و او از افراد معمولی نبود.</description>
<pubDate>Sat, 25 Jul 2009 17:24:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neverhood7&amp;postid=157</comments>
<dc:creator>neverhood7</dc:creator>
<guid>http://neverhood7.blogfa.com/post-157.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شکافته شدن کعبه برای ولادت علی(ع) ؛ معجزه‏ای جاویدان</title>
<link>http://neverhood7.blogfa.com/post-156.aspx</link>
<description>&lt;TABLE dir=rtl width=600 align=center border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top align=middle&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD dir=rtl vAlign=top width=&quot;100%&quot;&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 0px&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: darkblue; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 style=&quot;MARGIN-TOP: 0px&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot;&gt;&lt;B&gt;شکافته شدن کعبه برای ولادت علی(ع) ؛ معجزه‏ای جاویدان&lt;/B&gt;&lt;/H2&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;CENTER&gt;
&lt;TABLE dir=rtl style=&quot;BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; borderColor=#c0c0c0 cellPadding=10 width=600 align=center bgColor=#fdf8eb border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: darkblue; LINE-HEIGHT: 170%; FONT-FAMILY: tahoma&quot; align=justify&gt;بنابر منابع اصیل شیعه و سنی، امیرالمؤمنن علی بن ابی‏طالب (ع) در 13 رجب سی سال بعد از عام الفیل، در شهر مکه و در خانه کعبه به دنیا آمد. مورخان عرب نوشته‏اند که وقتی «فاطمه بنت اسد» مادر علی (ع) دچار درد زايمان شد به كنار خانه کعبه رفت و اینگونه مناجات کرد: «پروردگارا! من به تو و به همه پيمبران و كتاب‏هایى كه ‏از سوى تو آمده است ايمان دارم ، و گفتار جدم ابراهيم خليل كه اين خانه را بنا كرد را تصديق می‏کنم. پروردگارا! به حق همان كسى كه ‏اين خانه را بنا نمود، و به حق اين نوزادى كه در شكم من است، ‏ولادت او را بر من آسان گردان». به دنبال اين دعا بود كه ناگهان خانه كعبه ‏شكافته شد و فاطمه به داخل خانه رفت و از ديدگاه حاضران و زوار پنهان گرديد و ديوار خانه نيز مانند اول به هم پيوست. مردم که هراسان شده بودند خواستند قفل در را باز كنند ولى در باز نشد، و دانستند كه سرى‏در اين كار هست و اين ماجرا از جانب خداى تعالى است. محلی که برای مادر امیرالمؤمنین (ع) شکافته شد اکنون &quot;مستجار&quot; نامیده می‏شود و چسبیده به &quot;ركن يمانی&quot; است. از آن زمان بیش از 1440 سال می‏گذرد. با اینکه در این مدت مدید، خانه کعبه بارها و بارها تعمیر و حتی از نو بازسازی شده است اما هر بار پس از تعمیر، نوسازی و حتی تعویض سنگ‏ها، دوباره محل شکافته شدن ظاهر می‏گردد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/CENTER&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;TABLE dir=rtl border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 170%; FONT-FAMILY: tahoma; align: justify&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;نمای نزدیک از شکاف دیوار که تعمیر شده است:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.abna.ir/a/upload/Uploads/13/7//13745.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;عکس دیگری از محل شکاف که در تعمیری دیگر مرمت شده است&lt;/FONT&gt;:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.abna.ir/a/upload/Uploads/13/7//13747.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000033 size=2&gt;&lt;STRONG&gt;مقایسه عکسهای زیر با عکسهای بالا نشاندهنده تعمیرات متعدد در سالهای مختلف است:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.abna.ir/a/upload/Uploads/13/7//13749.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.abna.ir/a/upload/Uploads/13/7//13750.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.abna.ir/a/upload/Uploads/13/7//13751.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.abna.ir/a/upload/Uploads/13/7//13752.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.abna.ir/a/upload/Uploads/13/7//13753.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;&lt;STRONG&gt;صحنه ای از افرادی که مشغول تعمیر کعبه از داخل آن هستند:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.abna.ir/a/upload/Uploads/13/7//13754.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;تصاویر نزدیکی از محل شکاف که تلاش شده است با میخهای بلند و بست فلزی متصل و مهار شود:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.abna.ir/a/upload/Uploads/13/7//13755.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.abna.ir/a/upload/Uploads/13/7//13756.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;عکس ها: سایت سیزده رجب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://www.13rajab.ir/uploads/photo/14.jpg&quot;&gt;&lt;IMG height=179 alt=01-small.jpg src=&quot;http://www.13rajab.ir/shekaf/01-small.jpg&quot; width=240 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.13rajab.ir/uploads/photo/18.jpg&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 312px; HEIGHT: 238px&quot; height=180 alt=05-small.jpg src=&quot;http://www.13rajab.ir/shekaf/05-small.jpg&quot; width=240 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;A href=&quot;http://www.13rajab.ir/uploads/photo/15.jpg&quot;&gt;&lt;IMG height=190 alt=02-small.jpg src=&quot;http://www.13rajab.ir/shekaf/02-small.jpg&quot; width=250 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.13rajab.ir/uploads/photo/16.jpg&quot;&gt;&lt;IMG height=192 alt=03-small.jpg src=&quot;http://www.13rajab.ir/shekaf/03-small.jpg&quot; width=248 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.13rajab.ir/uploads/photo/17.jpg&quot;&gt;&lt;IMG height=192 alt=04-small.jpg src=&quot;http://www.13rajab.ir/shekaf/04-small.jpg&quot; width=256 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.13rajab.ir/uploads/photo/19.jpg&quot;&gt;&lt;IMG height=178 alt=06-small.jpg src=&quot;http://www.13rajab.ir/shekaf/06-small.jpg&quot; width=230 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.13rajab.ir/uploads/photo/20.jpg&quot;&gt;&lt;IMG height=191 alt=07-small.jpg src=&quot;http://www.13rajab.ir/shekaf/07-small.jpg&quot; width=150 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.13rajab.ir/uploads/photo/23.jpg&quot;&gt;&lt;IMG height=189 alt=10-small.jpg src=&quot;http://www.13rajab.ir/shekaf/10-small.jpg&quot; width=142 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.13rajab.ir/uploads/photo/21.jpg&quot;&gt;&lt;IMG height=142 alt=08-small.jpg src=&quot;http://www.13rajab.ir/shekaf/08-small.jpg&quot; width=200 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.13rajab.ir/uploads/photo/24.jpg&quot;&gt;&lt;IMG height=142 alt=11-small.jpg src=&quot;http://www.13rajab.ir/shekaf/11-small.jpg&quot; width=200 border=0&gt;&lt;/A&gt; </description>
<pubDate>Thu, 09 Jul 2009 13:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neverhood7&amp;postid=156</comments>
<dc:creator>neverhood7</dc:creator>
<guid>http://neverhood7.blogfa.com/post-156.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلام از اعتکاف اومدم</title>
<link>http://neverhood7.blogfa.com/post-155.aspx</link>
<description>سلام به همگی .یه چیزیو دقت کردین؟نظرا کم شده!!!!!چرا؟؟؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من که نمیدونم.فهمیدم  واسه چی خبرتون میکنم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیروز بعد از ظهر که از اعتکاف اومدم خیلی احساس سبکی می کردم.توصیه میکنم حتما&quot; برین.خیلی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حال میده.آدم از روزمرگی در میاد.نماز شب، ذکر روزانه، اعمال ام داوود،عزاداری حضرت زینب،بیدار شدن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واسه سحری،افطاری همه خیلی قشنگ بود.شب ۱۵ رجب یه نماز داره من اونو خوندم یه حس عجیبی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;داشتم.نمیشه توصیف کرد باید حس کنی.حس قشنگی بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینم بگم واسه همه جوونای ایرونی دعا کردم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در کل این مسجدی که من رفتم اعتکاف مسجد خوبی بود فقط یه مقدار صدای زیاد بلندگو اذیتمون میکرد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;والا برنامه هاش خیلی خوب بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز یه ضد حال دیگه خوردم.خواستم واسه ترم تابستونی ثبت نام کنم اما هیچ کدوم از درس های ارایه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شده نمی شد انتخاب کنم چون پیش نیاز داشتن!!!تعداد درس های ارایه شده  هم خیلی کم بود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واسه همینم دیگه ترم تابستونی شرکت نکردم!&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 438px; HEIGHT: 231px&quot; height=160 alt=img/daneshnameh_up/4/4a/etekaf2.jpg src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/4/4a/etekaf2.jpg&quot; width=240 align=left&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Jul 2009 13:04:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neverhood7&amp;postid=155</comments>
<dc:creator>neverhood7</dc:creator>
<guid>http://neverhood7.blogfa.com/post-155.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلام</title>
<link>http://neverhood7.blogfa.com/post-154.aspx</link>
<description>&lt;H1&gt;معنای لغوی اعتکاف &lt;/H1&gt;کلمه اعتکاف از ریشه عکف است. اهل لغت برای این ریشه، معانی گوناگونی ذکر نموده اند. از جمله: رویکرد به چیزی با توجه و مواظبت، اقبال به چیزی بی آن که روی از آن برگردد، محبوس و متوقف کردن چیزی، اقبال و ملازمت بر چیزی از روی تعظیم و بزرگداشت آن، التزام به یک مکان و اقامت در آن، اقامت، ملازمت و مواظبت، حبس و توقف. &lt;BR&gt;&lt;A id=&quot;تعریف اصطلاحی اعتکاف&quot;&gt;
&lt;H1&gt;تعریف اصطلاحی اعتکاف &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 438px; HEIGHT: 231px&quot; height=160 alt=img/daneshnameh_up/4/4a/etekaf2.jpg src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/4/4a/etekaf2.jpg&quot; width=240 align=left&gt;&lt;/H1&gt;&lt;/A&gt;مجموع تعاریف بالا را می توان، در یک تعریف خلاصه کرد: &lt;I&gt;&quot;اعتکاف به معنی اقامت گزیددن در جایی است به طوری که فرد معتکف خود را محبوس و ملتزم به آن مکان بداند و این التزام ناشی از اهمیت و عظمت آن موضع باشد.&quot;&lt;/I&gt; &lt;BR&gt;بنابراین آنچه باعث تفاوت میان اعتکاف و سایر اقامتها می شود این است که در اعتکاف، یک نحوه توجه و رویکردی وجود دارد که مانع اشتغال فرد به امور دیگر، غیر از آنچه که به او روی کرده می شود. &lt;BR&gt;امام خمینی (ره) در تعریف اعتکاف می گویند: 
&lt;DIV class=simplebox&gt;وَ هُوَ اللَّبَثُ فِی المَسجِدِ بِقَصدِ التَعّبُدِ بِهِ وَ لا یعتَبَرُ فِیه ضَمُّ قَصدِ عِبادَةٍ اُخری خارِجَةً عَنهُ وَ اِن کانَ هُو الاَحوِط؛&lt;I&gt;اعتکاف، ماندن در مسجد به نیت عبادت است و قصد عبادت دیگر، در آن معتبر نیست. اگر چه احتیاط مستحب نیت عبادتی دیگر، در کنار اصل ماندن می باشد&lt;/I&gt;. &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 08:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neverhood7&amp;postid=154</comments>
<dc:creator>neverhood7</dc:creator>
<guid>http://neverhood7.blogfa.com/post-154.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پشت صحنه مناظره ها</title>
<link>http://neverhood7.blogfa.com/post-153.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=281 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/L00908513414.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;IMG height=281 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/L00908513745.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;IMG height=451 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/L00908513819.jpg&quot; width=300 border=0&gt;&lt;IMG height=281 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/L00908514106.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;IMG height=281 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/L00908514114.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;IMG height=281 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/L00908514123.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;IMG height=451 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/L00908514141.jpg&quot; width=300 border=0&gt;&lt;IMG height=281 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/L00908514153.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;IMG height=281 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/L00908514245.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;IMG height=281 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/L00908514278.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;IMG height=281 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/L00908514296.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;IMG height=281 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/L00908514303.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;IMG height=281 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/L00908514319.jpg&quot; width=400 border=0&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Jun 2009 19:18:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neverhood7&amp;postid=153</comments>
<dc:creator>neverhood7</dc:creator>
<guid>http://neverhood7.blogfa.com/post-153.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دستگیری 5 تن از اعضای خانواده هاشمی</title>
<link>http://neverhood7.blogfa.com/post-152.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=4&gt;فایزه هاشمی وهمراهان دستگیر شدند مهدی هاشمی در رفت تهران آرام شد&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;فایزه هاشمی وهمراهان دستگیر شدند مهدی هاشمی در رفت تهران آرام شد - 
&lt;DIV class=nwstxtnewsinfo&gt;
&lt;DIV class=nwstxtrotitr&gt;در پی حضور در تجمعات غیر قانونی دیروز تهران؛&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=nwstxtinfotitle&gt;فائزه و چهار تن از اعضای خانواده هاشمی دستگیر شدند&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;دستگیری 5 تن از اعضای خانواده هاشمی&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;5 تن از اعضای خانواده هاشمی رفسنجانی دستگیر شدند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;به گزارش شبکه ایران، پنج تن از اعضای خانواده حجت الاسلام والمسلمین اکبر هاشمی رفسنجانی که در بین آنها فائزه هاشمی نیز به چشم می‌خورد، شب گذشته توسط ماموران امنیتی شناسایی و با حکم مرجع قضایی دستگیر شدند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش خبرنگار شبکه ایران فائزه هاشمی، دختر وی، همسر حسین مرعشی، دختر مرعشی و خواهر زن وی از جمله دستگیر شدگان هستند.&lt;IMG class=nwstxttoppic src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8803/Images/jpg/A0697/A0697088.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot;&gt;به گزارش خبرنگار &quot;سرویس فضای مجازی &quot; خبرگزاری فارس، شبکه ایران نوشت؛ فائزه هاشمی، دختر وی، همسر حسین مرعشی، دختر مرعشی و خواهر زن وی از جمله دستگیر شدگان هستند. &lt;BR&gt;این گزارش می‌افزاید این 5 نفر روز گذشته در تجمعات غیر قانونی خیابان آزادی در حال تحریک و تشویق اغتشاشگران بودند. &lt;BR&gt;گفته می شود یکی دیگر از فرزندان هاشمی رفسنجانی نیز روز گذشته در نا آرامی‌های میدان توحید حضور داشته که پس از شناسایی بلافاصله متواری شده است. &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Jun 2009 19:06:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neverhood7&amp;postid=152</comments>
<dc:creator>neverhood7</dc:creator>
<guid>http://neverhood7.blogfa.com/post-152.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکسهای آشوب</title>
<link>http://neverhood7.blogfa.com/post-151.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.img98.com/images/zxv4hybxxrpgwyjl7pt9.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.img98.com/images/wxk0cqrdw8qzlkm2ye3z.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.img98.com/images/88hzy993gwg14wwjz259.jpg&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.img98.com/images/1esroeilkk0ofj97rcl.jpg&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: #000000 1px dashed; PADDING-RIGHT: 2px; BORDER-TOP: #000000 1px dashed; PADDING-LEFT: 2px; PADDING-BOTTOM: 2px; BORDER-LEFT: #000000 1px dashed; PADDING-TOP: 2px; BORDER-BOTTOM: #000000 1px dashed; max-width: 940px&quot; alt=1esroeilkk0ofj97rcl.jpg src=&quot;http://www.img98.com/images/1esroeilkk0ofj97rcl.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.img98.com/images/6f6ounyh2hxpfozjgw9v.jpg&quot;&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Jun 2009 18:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neverhood7&amp;postid=151</comments>
<dc:creator>neverhood7</dc:creator>
<guid>http://neverhood7.blogfa.com/post-151.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکس های یوزاسیف .مصطفی زمانی</title>
<link>http://neverhood7.blogfa.com/post-150.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://www.sharghi.net/&quot;&gt;&lt;IMG height=349 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/g8-(15).jpg&quot; width=300 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;IMG height=307 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/g8-(8).jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;IMG height=225 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/g8-(9).jpg&quot; width=300 border=0&gt;&lt;IMG height=260 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/g8-(2).jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;IMG height=236 src=&quot;http://sharghi.net/aks4/g8-(13).jpg&quot; width=400 border=0&gt;</description>
<pubDate>Tue, 26 May 2009 08:53:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neverhood7&amp;postid=150</comments>
<dc:creator>neverhood7</dc:creator>
<guid>http://neverhood7.blogfa.com/post-150.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
